ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
288
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) كه هرگز رو به راه و گشوده نخواهد شد » [ 1 ] گويد ، اين سوار شناخته نشد و از جاى خود هم حركت نكرد . گويد ، با خود مىگفتيم او از جن بوده است ، و چون عمر از اين حج خود بازگشت ضربت خورد و درگذشت . واقدى مىگويد معمر و محمد بن عبد الله هم ، از زهرى ، از محمد بن جبير بن مطعم ، از پدرش نظير همين حديث را روايت مىكند و مىگويد * آن كس كه در عرفات چنان مىگفته كه از اين پس ديگر عمر اين جا وقوف نخواهد كرد و آن كسى كه در محل رمى جمرات آن سخن را گفته است و افزوده است مىپندارم امير مؤمنان به زودى كشته مىشود مردى از خاندان لهب از قبيلهء ازد است كه پيشگويى و پيش بينى مىكرده است . واقدى از عبد الرحمن بن ابى الزناد ، از موسى بن عقبه نقل مىكند * عايشه پرسيده بوده است سرايندهء آن اشعار كيست ؟ گفته بودند مزّرد بن ضرار سروده است . عايشه مىگفته است : بعد از آن مزرد را ديدم به خدا سوگند مىخورد كه در آن سال در موسم حج حضور نداشته است . يزيد بن هارون از يحيى بن سعيد ، از سعيد بن مسيب نقل مىكند چون عمر از منى حركت كرد در محلهء ابطح مكه مقدارى ريگ را انباشته كرد و كنار جامه خود را بر آن افكند و سپس بر آن تكيه داد و دستهاى خود را به آسمان بلند كرد و گفت : خدايا سالخورده شدهام و نيروى من رو به ضعف نهاده و رعيت من پراكنده و منتشر شده است ، خداوندا بدون اينكه من ضايع و تباه شوم مرا به سوى خود ببر ، و چون عمر به مدينه آمد براى مردم خطبه خواند و گفت : اى مردم فريضهها و سنتها براى شما روشن شده است و كنار شاهراه هستيد . سپس دست راست خود را به دست چپ خود كوبيد و گفت : مواظب باشيد مردم را به راست و چپ و اين سو و آن سو گمراه مكنيد و بر حذر باشيد كه به واسطهء ترك آيه رجم نابود مشويد و كسى نگويد كه در كتاب خدا دو حدّ براى ما تعيين نشده است كه من خود ديدم رسول خدا ( ص ) كسى را سنگسار كرد و ما هم بعد از او سنگسار كرديم و به خدا سوگند اگر نه اين است كه مردم مىگويند عمر پيش از خود بر كتاب خدا چيزى افزوده است آن را در قرآن مىنوشتم و ما آن آيه را مىخوانديم « پير زن و پير مرد اگر زنا كنند آن دو را
--> [ 1 ] . عليك سلام من امام و باركت * يد الله فى ذاك الاديم الممزق فمن يسع او يركب جناحى نعامة * ليدرك ما قدمت بالأمس يسبق قضيت امورا ثم غادرت بعدها * بوائق فى اكمامها لم تفتق